ای زندگی من خسته ام تا کی سکوت تا کی اسیر
ای مرگ تن این دست من دستم بگیر دستم بگیر
در سینه ام ای آرزو محض خدا دیگر بمیر
ای لحظه ها من از شما سر خورده ام ترکم کنید
ای زندگی من خسته ام تا کی سکوت تا کی اسیر
ای مرگ تن این دست من دستم بگیر دستم بگیر
در سینه ام ای آرزو محض خدا دیگر بمیر
ای لحظه ها من از شما سر خورده ام ترکم کنید
آزرده تر از من که در این شهر کسی نیست
افسرده تر از من که در این جمع کسی نیست
آزرده منم افسرده منم
غمخوار کسی نیست فریاد رسی نیست
ای که به من صدای خوندن دادی
ای که به من جرات موندن دادی
تو با نفسهای خوش مسیحات
به من امید زنده بودن دادی
تو آخرین اسمی که به یاد تو می مونم
تو قدرت صدامی اگه هنوز می خونم
بعد از تو میدونم آوازی نمی خونم
برای هر صبح من تو بهترین آغازی
واسه صدای خستم تو بهترین آوازی
بعد از تو میدونم آوازی نمی خونم
صدای خواستن منو شنیدی
خسته بودی وقتی به من رسیدی
من دیگه لحظه های آخرم بود
تو روح تازه ای به من دمیدی
تو آخرین اسمی که به یاد تو می مونم
تو قدرت صدامی اگه هنوز می خونم
بعد از تو میدونم آوازی نمیخونم
ای خواب شیرین من
ای با منو از من دور
تو سایه بون من باش
دیر آشنای مغرور
بعد از تو میدونم آوازی نمیخونم