دلم از دست این نامردمان تنگ است
دلم از کار این نابخردان خون است
با شما هستم، شما نابخردان
که زیر سلطه رفتید و دهان بستید
سرتان را در آن گور یخی کردند و گفتند
اینجاست آزادی
اینجاست آزادی
ولیکن که شما با پای خود رفتید
چرا رفتید؟
در آن گور
چه دیدید
که رفتید
حال آزادید
یا در بند؟
آری
در بند و
مجبور سکوت
بر دهانتان دهانبند
نه می بینید و نه می شنوید
نمی داند
نمی دانم که شاید می بینید و خود را به ندیدن میزنید
تا فرق سر در مرداب رفتید
پس چرا هیچ کس این سکوت را نمی شکند
پس چرا نمی گویید مرگ بر گور یخی
پس چرا نمی گویید مرگ بر مرداب
هر روزتان را بی روز کردند
هر روز گریه. گریه. گریه
پس کی تمام می شود این همه اندوه و غم و غصه
سرتان را درون برف کردند و چپاول می کنند
پس چرا هیچ کس نمی گوید مرگ بر برف
می کشند جوانانتان را
می برند اموالتان را
و شما نمی گویید مرگ بر گور یخی
از چه می ترسید؟
دیگر چه دارید که می ترسید
از مرگ؟
آری از مرگ
تنها چیزی که مالکش هستید
اما نه!!!
فکر می کنید که مالکش هستید
| عجب صبری خدا دارد :: | |
عجب صبری خدا دارد !عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد. عجب صبری خدا دارد. |
بهانه
بهانه ی بیداری ام
عطر تن تو بود که در بستر گل می کاشت
تا دم دمای سپیده
چه نازکانه دل بستیم
گفتی:
" دوری و دوستی! "
پی بهانه نگشتیم
چه بی کینه گسستیم
هنگامه بدرود، که رفته رفته عمری شد
زمان، در آستانه در می درنگید
خلخال تو به آهنگ تاج خروسان می جرنگید
حالا که رفته ای
شایسته ی باور نیمرنگ را
به رستگاری موهوم کدام آفریدگار
شاید دل خوش داشت؟
بهمن 1369
چه دیر دانستم
گونه های اخرایی ات
شرم تویی ست که در حضور یکی حرف می زند؛
یکی که عمری
در وصف تو سروده.
در سایه سار سرو سهی
علف نمی بالد
این را بایستی پیشتر می دانستم
که دیرست.
این دوری و دیری در علف زرد، دیدنی ست.
در ارادت ما نگاه کن
با نسیمی و شبنمی
شاید نو علفی، ناباوری را برنتابد.
گونه های اخرایی ات
در تیرگی حتا منشورست
این را بایستی پیشتر می آموختم
تا می افروختم.
خرداد 74
دلخوشکنک
دل به بهاری بستن که تنها به شهادت تقویم
دست فلج می افشاند
کالیوگی خواهد
دل بستن به تک شاخه شکوفیده
من که دومین نخواهم شدحاشا!
به میمنت تنگ سبزه هفت سین بسیاران
چله نشین بی بروبار اگر
چشم از مراقبه در ناف زمستان برگیرد، و
شهر گل آلود بهارینه گردد؟
مبارکشان باد!
ما را مخوانید تا مشق بهارینه کنیم
با کلک بی فاق.
شما برای مشاهده عکس میتوانید به ادرس زیر مراجعه کنید :
