تبليغاتX
my7shamaity

my7shamaity

دلم از دست این نامردمان تنگ است

دلم از کار این نابخردان خون است

با شما هستم، شما نابخردان

که زیر سلطه رفتید و دهان بستید

سرتان را در آن گور یخی کردند و گفتند

اینجاست آزادی

اینجاست آزادی

ولیکن که شما با پای خود رفتید

چرا رفتید؟

در آن گور

 چه دیدید

 که رفتید

حال آزادید
 
یا در بند؟

آری

در بند و

مجبور سکوت

بر دهانتان دهانبند

نه می بینید و نه می شنوید
نمی داند

نمی دانم که شاید می بینید و خود را به ندیدن میزنید

تا فرق سر در مرداب رفتید

پس چرا هیچ کس این سکوت را نمی شکند

پس چرا نمی گویید مرگ بر گور یخی

پس چرا نمی گویید مرگ بر مرداب

هر روزتان را بی روز کردند

هر روز گریه. گریه. گریه

پس کی تمام می شود این همه اندوه و غم و غصه

سرتان را درون برف کردند و چپاول می کنند

پس چرا هیچ کس نمی گوید مرگ بر برف
می کشند جوانانتان را

می برند اموالتان را

و شما نمی گویید مرگ بر گور یخی

از چه می ترسید؟

دیگر چه دارید که می ترسید

از مرگ؟

آری از مرگ

تنها چیزی که مالکش هستید

اما نه!!!

فکر می کنید که مالکش هستید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 9:35  توسط sha-maity  | 

عجب صبری خدا دارد ::

عجب صبری خدا دارد !

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، همان یک لحظه اول ، که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ، زمین و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم . برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، نه طاعت میپذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمایان ، تسبیح صد دانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه میکردم.
که می دیدم مشوش عارف و آهی ز برق فتنه این علم عالم سوز دم کش، بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دریای پر افسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، به عرش کبریائی ، با همه صبر خدائی ، تا که میدیدم عزیز نا بجائی ناز ، برگی ناروا گردیده خواهی می فروشد.
گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد.
چرا من جای او باشم.
همین بهتر که او خود جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد.
وگرنه من به جای او چه بودم.
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد.
عجب صبری خدا دارد.

shamaity1360@yahoo.com   
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 9:31  توسط sha-maity  | 

 

بهانه


بهانه ی بیداری ام
عطر تن تو بود که در بستر گل می کاشت
تا دم دمای سپیده
چه نازکانه دل بستیم
گفتی:
" دوری و دوستی! "
پی بهانه نگشتیم
چه بی کینه گسستیم
هنگامه بدرود، که رفته رفته عمری شد 
زمان، در آستانه در می درنگید
خلخال تو به آهنگ تاج خروسان می جرنگید
حالا که رفته ای
شایسته ی باور نیمرنگ را
به رستگاری موهوم کدام آفریدگار
شاید دل خوش داشت؟
بهمن 1369

چه دیر دانستم
گونه های اخرایی ات
شرم تویی ست که در حضور یکی حرف می زند؛
یکی که عمری
در وصف تو سروده.

در سایه سار سرو سهی
علف نمی بالد
این را بایستی پیشتر می دانستم
که دیرست.
این دوری و دیری در علف زرد، دیدنی ست.

در ارادت ما نگاه کن
با نسیمی و شبنمی
شاید نو علفی، ناباوری را برنتابد.
گونه های اخرایی ات
در تیرگی حتا منشورست
این را بایستی پیشتر می آموختم
تا می افروختم.
خرداد 74

دلخوشکنک
دل به بهاری بستن که تنها به شهادت تقویم
دست فلج می افشاند
کالیوگی خواهد
دل بستن به تک شاخه شکوفیده
من که دومین نخواهم شدحاشا!
به میمنت تنگ سبزه هفت سین بسیاران
چله نشین بی بروبار اگر
چشم از مراقبه در ناف زمستان برگیرد، و
شهر گل آلود بهارینه گردد؟

مبارکشان باد!
ما را مخوانید تا مشق بهارینه کنیم
با کلک بی فاق.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:33  توسط sha-maity  | 

 

عکسهای شرکت در دبی :

 

                            https://my7diamonds.com/photogallery/m7d.asp

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:28  توسط sha-maity  | 

 

شما برای مشاهده عکس میتوانید به ادرس زیر مراجعه کنید :

                                                       https://my7diamonds.com/photogallery/indo.asp

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:24  توسط sha-maity  |